اردیبهشت ۱۹، ۱۳۸۲

امروز یه مطلب خیلی جالب خوندم. واقعاُ جالب نیست که فارسی دومین زبان از نظر تولید محتوی در اینترنته! اگه اینم جز GRANDIOSITY ( این کلمه در علم روانپزشکی به معنای یه جور خود بزرگ بینی و اعتماد به نفس بیش از حده) ما ایرانیها نباشه(چون ما همیشه عادت داریم یا افتخاراتمونو بزرگتر از معمول جلوه بدیم یا افتخارات غیرواقعی به خودمون نسبت بدیم) با توجه به جمعیت فارسی زبان در نظر بگیریم خیلی خوبه.
علتش هم به نظر من اینه که ما امکان برقراری ارتباط با همو نداریم. شاید هم به این علت باشه که تمام مسیرهای انتشار اطلاعات بسته شده و اینترنت به گواهی خیلی از نویسندگان و روزنامه نگاران آخر راه مسیر آزاد اطلاعاته.
شاید یه علته دیگش هم این باشه که دنیای اینترنت تو ایران یکی از معدود جاهایی که بیشتر به وسیله بخش خصوصی گسترش پیدا کرده و از " حمایتهای " دولت خبری نیست.تقریبا این دیگه به یه قانون تبدیل شده (حداقل برای من ) که هر جا دست دولت میاد تو کار اون کار از اساس خراب میشه و دیگه هیچ جوری نمیشه درستش کرد. نمونه هاشم زیاده.
از طرفی میشه نتیجه گیری کرد که اگه توی این مملکت دست بخش خصوصی باز باشه میشه کارهای خوبی کرد.
ولی نمیدونم این فعالیتها تا کی ادامه داره؟

اردیبهشت ۱۸، ۱۳۸۲

آنچه در پشت سرگذاشته اید
و آنچه در پیش رو دارید
در برابر آنچه در درون دارید
هیچ است.

اردیبهشت ۱۶، ۱۳۸۲

امروز که می خواستم بیام تو وبلاگ چیز بنویسم با خودم گفتم " آخه تو با چه رویی می خوای بعد این همه مدت بری چیز بنویسی ؟ چه جوری می خوای توضیح بدی که این همه مدت کجا بودی؟!" ولی امروز که اومدم به وبلاگ سر زدم دیدم نه ! همچین هم شرمنده نیستم! چون از اون موقع نه کسی نظری داده نه کسی چیزی گفته ! بنابراین به خودم گفتم : نه فرهنگ! خودت خیلی دست بالا گرفتی ! آخه کی میاد چرت وپرتهای تو رو بخونه و این جوری یه خورده از "وجدان دردم" کم شد!( خداییش دیدید چند علامت تعجب تو همین یه تیکه گذاشتم!)
ولی به خدا تقصیر من نبود همش تقصیر کار بود چند شب تا دیر وقت مشغولم ،تازه وقتی هم دست و بالم آزاد میشه conect نمیشم.
امروز که اومدم توی "دهکده جهانی" یه خبر بد شنیدم. گابریل گارسیا مارکز مبتلا به سرطان شده و یه گوشه ای خزیده. یه نامه هم نوشته که توصیه می کنم بخونید. چون بهترین کسی که می تونن احساس مردن رو توضیح بده یه نویسنده است اونم کسی مثل مارکز.
یه مقاله دیگه هم هست در مورد آقای خاتمی که توصیه می کنم اونم بخونید. برای خودم از این لحاظ جالب بود چون فکر میکردم تنها کسی که این جوری به آقای خاتمی انتقاد می کنه من هستم، ولی دیدم نه یکی دیگه هم پیدا شد.