خرداد ۰۶، ۱۳۸۲

دیروز بالاخره بعد از مدتها یکی نظر داد که آقا ما بدونیم یکی داره چرت وپرت های ما رو هم میخونه! ولی از اونجا که ما شانس نداریم یه نظری داد که !!!!!!!!!!!!
آره داشتم می گفتم که نظر داده شده که وبلاگت رو سینمایی کن (با توجه به علاقه ای که به سینما داری) ولی در این رابطه دو تا نکته وجود داره:
اول اینکه بابا آدم باید یه سوادی راجع به هر چیزی که قراره راجع بهش بنویسه داشته باشه (البته این مورد در ایران خیلی رعایت نمیشه) تا جرات کنه چیزی بنویسه. در این مورد یه تفسیر ایرانی هم وجود داره که تصور میکنه که اون کسایی که بی مهابا راجع به همه چیز نظر میدن ( مثل داریوش ارجمند که بعداً مفصلا به حساب اون هم میرسم) از دانایی و شجاعتشون نه از نادانیشون! وکلی هم تحسین میشن؟! (اگه کتاب 1984 رو خونده باشین یکی از شعارهای اون حکومت دیکتاتور اون کتاب این بود: نادانی توانایی است) که من احساس میکنم دانایی وسواد نوشتن در حد یه سینمایی نویس رو ندارم
موضوع دوم اینه که کسی که این پیشنهاد رو داده فکر می کنم یه خصومت شخصی با من داشته چون خیلی خیلی شجاعت میخواد که آدم تو این دوره و زمونه در مورد امر مهم و حساس امنیتی مثله سینما بنویسه ( شما حتماً از سرنوشت سینمایی نویس ها خبر دارید!)

خرداد ۰۴، ۱۳۸۲

می خواستم امروز براتون عکسای جدید جشنواره کن رو توی وبلاگ بذارم ولی فکر کردم همه میگن این بچه تازه یاد گرفته عکس تو وبلاگش بذاره پدر همه رو در آورده! عوضش آدرس سایت رو میدم خودتون برین عکسا رو تماشا کنین!
این جو سینمایی کی میخواد منو ول کنه خدا میدونه!