حتما یادتون هست که چند وقت پیش نوشتم که ما دوست داریم روال طبیعی قضایا رو به هم بزنیم.حالا به یه نمونه ی دیگش برخوردم.
در شورای عالی اداری تصویب شده که طرح افزایش بانوان در پست های مدیریتی تصویب شد. آخه آدم نمیدونه بخنده یا گریه کنه! اصلا اصل این طرح خنده داره!-خانمهای محترم عصبانی نشن و یه کم صبر کنن و بقیه مطلب رو هم بخونن- فکر کنین ما به کجا رسیدیم که معیار ارتقا شغلی شده جنسیت! فکر کنین که اگه طبق روال عادی پیش بره چی میشه؟ اگه خانمی لایق باشه- که حتما در بینشون هست- خوب خود به خود ارتقا پیدا میکنه و نیازی به طرح و غیره نداره! اگه هم لایق نباشه واسه چی میخواییم ببریمش رده ی بالاتر ! که یه سال بعد با کلی اخم وتخم و لعن و نفرین و از دست دادن اعتماد به نفس برگردونیمش سر جای اولش؟ تازه من فکر می کنم چون خیلی از این نوع مدیران بر حسب شایستگی صعود نکردن، یه دید خیلی بدی نسبت به مدیریت خانمها ایجاد میشه- و این جوی رو که الان هست تشدید هم میکنه-
گذشته از همه ی اینها تمام این طرح با شعار اصلی دولت که " شایسته سالاری " در تضاده.
حالا تصمیم بگیرید میخواید بخندید یا گریه کنید؟!
اردیبهشت ۰۸، ۱۳۸۲
آخ اگه این عباس نبود من چیکار می کردم؟! اینو برای این گفتم که عباس تونست آخرش این سیستم نظر سنجی رو راه بندازه.واقعا دستش درد نکنه .
خوب از این به بعد می تونم منتظر نظرات شما باشم. این جوری خیلی خوبه چون می تونم از نظرات خواننده ها مطلع بشم و به قول خارجی ها feedback دریافت کنم و این طوری شاید کیفیت کارم ارتقا پیدا کنه.
حالا سعی می کنم در روزهای بعد نظرسنجی رو به صورت های دیگه ای هم ارائه بدم.
یه وبلاگ دیروز دیدم که جالب بود. وبلاگ کلبه شیوا خانم . این وبلاگ برای من از دو جنبه جالب بود.یکیش اینکه این خانم-البته مطمئن نیستم- درباره روابط جنسی قبل از ازدواج صحبت کرده بود و می خواست بیطرفانه به قضیه نگاه بکنه. این از این جهت جالب بود که معمولا خانم های جامعه ی ما همیشه سعی می کنن یه دید منفی راجع به این جور روابط داشته باشن(حتی اگه عقیده ی واقعیشون نباشه) .
دوم اینکه درضمن برای آزادی عمل و عقیده ی دیگران احترام قائل شده بود و نخواسته بود که براشون تعیین تکلیف کنه بلکه فقط میخواست که آگاهشون کنه.این یعنی تحمل و صحبت کردن با یک عقیده ی مخالف نه رد اون. این به آدم این امیدواری رو میده که شاید نسلهای بعدی بهتر بتونن همدیگه رو تحمل کنن و بیشتر با هم حرف بزنن.
خوب از این به بعد می تونم منتظر نظرات شما باشم. این جوری خیلی خوبه چون می تونم از نظرات خواننده ها مطلع بشم و به قول خارجی ها feedback دریافت کنم و این طوری شاید کیفیت کارم ارتقا پیدا کنه.
حالا سعی می کنم در روزهای بعد نظرسنجی رو به صورت های دیگه ای هم ارائه بدم.
یه وبلاگ دیروز دیدم که جالب بود. وبلاگ کلبه شیوا خانم . این وبلاگ برای من از دو جنبه جالب بود.یکیش اینکه این خانم-البته مطمئن نیستم- درباره روابط جنسی قبل از ازدواج صحبت کرده بود و می خواست بیطرفانه به قضیه نگاه بکنه. این از این جهت جالب بود که معمولا خانم های جامعه ی ما همیشه سعی می کنن یه دید منفی راجع به این جور روابط داشته باشن(حتی اگه عقیده ی واقعیشون نباشه) .
دوم اینکه درضمن برای آزادی عمل و عقیده ی دیگران احترام قائل شده بود و نخواسته بود که براشون تعیین تکلیف کنه بلکه فقط میخواست که آگاهشون کنه.این یعنی تحمل و صحبت کردن با یک عقیده ی مخالف نه رد اون. این به آدم این امیدواری رو میده که شاید نسلهای بعدی بهتر بتونن همدیگه رو تحمل کنن و بیشتر با هم حرف بزنن.
اردیبهشت ۰۷، ۱۳۸۲
آقا امان از این جلسات اداری ! امروز از هشت و نیم صبح تا ده شب- به خدا راست میگم- توی جلسات مختلف بودم . دارم می میرم! این قدر نوشتم تا فقط یه چیزی نوشته باشم. البته اصلا این جوری دوست ندارم و شرمنده همه دوستان هستم ولی گاهی پیش میاد چاره ای نیست - حتما منو می بخشید-
راستی دیروز وبلاگم بیشترین آمار بازدید کننده رو از اول درست شدنش داشت. به خدا نمیخوام کلیشه ای حرف بزنم ولی دیگه کم کم دارم خجالت می کشم الکی حرف بزنم فکر می کنم خیلی ها - لااقل بیشتر از حالا- حرفهای منو میخونن و اگه یه حرف نادرست بزنم پیش افراد بیشتری شرمنده می شم. این شاید حسن وبلاگ باشه که آدمو مجبور به مطالعه کنه!
امشب چقدر قسم خوردم.
راستی دیروز وبلاگم بیشترین آمار بازدید کننده رو از اول درست شدنش داشت. به خدا نمیخوام کلیشه ای حرف بزنم ولی دیگه کم کم دارم خجالت می کشم الکی حرف بزنم فکر می کنم خیلی ها - لااقل بیشتر از حالا- حرفهای منو میخونن و اگه یه حرف نادرست بزنم پیش افراد بیشتری شرمنده می شم. این شاید حسن وبلاگ باشه که آدمو مجبور به مطالعه کنه!
امشب چقدر قسم خوردم.
اشتراک در:
پستها (Atom)