خرداد ۱۷، ۱۳۸۲

بهتره به جای اینکه من هردفعه ازتأخیرهام معذرت بخوام یه دفعه از اینکه نمیتونم به طور پیوسته مطلب بنویسم و همیشه بین اونها فاصله میفته معذرت بخوام! آقا من شرمنده ام!
اما تأخیر این دفعه به خاطر یه سفر به شیراز بود که جای شما خالی خیلی هم خوش گذشت آخه من تا به حال شیراز نرفته بودم.
رفته بودم "تخت جمشید" . آدم گاهی اوقات با خودش فکر میکنه که چی شده که یه ملتی با اون همه تعقل و فکر و خیلی نکات مثبت دیگه، کارش به امروز میکشه.
البته فکر نکنین که این سفر به این جا ختم میشه! کلی مطلب قراره که راجع به این سفر بنویسم.
یکی از نکاتی که در تخت جمشید جلب توجه می کرد این بود که به تمام جزئیات دقت شده بود حتی سرباز هایی که از طرف چپ و راست میدید! یکی از تعریفهای هنر اینه:" هنر یعنی پرداختن به جزئیات " و با این تعریف تخت جمشید یکی از مکانهایی است که هنر در آن موج میزند.


مثلاً تو همین عکس سرباز هخامنشی اگه دقت کنین می بینین که به تمام نکات چهره و لباسش- حتی کوچکترین اونها هم - دقت شده و عجیب تره وقتی که بدونیم که با چه ابزار ساده ای این کار ها صورت می گرفته.
تا حالا فکر کرده بودید که این هخامنشی ها چه طوری ریششون رو فر می کردن؟ اگه بگم تعجب می کنین! با یه میله های داغی که ریششون رو دورش می پیچیدن! مثل مکانیسم بابلیس
یه چیز دیگه هم اینکه فهمیدم دیگه کم کم باید به فکر یه دوربین دیجیتال و یه notebook باشم!
این مطلب هنوز ادامه دارد!